چه اسفندها... آه!
چه اسفندها دود کردیم!
برای تو ای روز اردیبهشتی
که گفتند این روزها می رسی
از همین راه!
-قیصر امین پور

پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان |
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
چه اسفندها... آه!
چه اسفندها دود کردیم!
برای تو ای روز اردیبهشتی
که گفتند این روزها می رسی
از همین راه!
-قیصر امین پور

بگذار شاعرانه هامان را با هم سر کنیم
حالا که آمدی..
....

آغوشم برایت باز است
برای همیشه.
بیا..
باورت نمی شود ، ولی دلم میخواهد حرف بزنم...

با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سال ها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانی ام
خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه می دانی ام؟
حرف بزن! ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی ام
حرف بزن، حرف بزن، سال هاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام
ها به کجا میکشی ام خوب من ؟
ها نکشانی به پشیمانی ام..
_ محمدعلی بهمنی _
اینهمه ستاره
یکی از من _ یکی از تو
خودت ببین
...
...
تو کجایی ؟!

"چند روزیست دلم در تب و تابی دگر است"
"و گمان می رود آغاز عذابی دگر است" *
"با خرابات نشینان ز کرامات ملاف "
این سخن ها همه از شاعر نابی دگر است
روزهایم همه تکرار عذابی سیهند
دلخوشیهام همه شکل حبابی دگر است
من همان روز که از چشم تو غم نوشیدم
دیده بودم دل تو چشمه ی آبی دگر است
"روزگاریست دلم کعبه ی مقصود ندید "
قبله ام ، معبد من ، سمت سرابی دگر است
آه ، دیشب دل من غرق تماشای تو بود
چشم تو مست تماشای شرابی دگر است
به کجا می بری ام بخت ستمدیده ی من !
خانه ام جای دگر ، رو به خرابی دگر است....
* با کسب اجازه از شاعر گرانقدر علی محمد محمدی
به من که فکر میکنی
تمام تنم داغ می شود
...
تو ، نمی فهمی... !
روزهایی هم بود که دلمان میخواست پرواز کنیم ، توی آسمانی که نمی دانستیم تا کجا امتداد دارد...
* دست دلم تنگ است، وگرنه برایت شعر تازه ای میگفتم...
بیچاره دلم
فرصت نکرد چشمهایت را ببیند
راستی,
طعم نگاهت ,چه رنگی بود؟!
عجب آشفته بازاری ست دنیا...
عجب بیهوده تکراری ست دنیا...

.
عاشقانه همین گنجشکهایند که هر روز شیطنت هاشان را میشنوی, روی همین درخت روبرو... وگرنه دنیا حرفی برای گفتن ندارد که... تکرار است و تکرار و تکرار . یکروز هم فکر خواهی کرد چند نفر هنوز هستند که درخاطرشانی...از آن فکرهای غمناک !
هرچند , درخت اگر باشی همیشه گنجشکهایی هستند که لابلای شاخ و برگت زندگی را تکرار کنند.
درخت بودن هم گاهی خوب است . " حیف انسانی و میدانی...تا همیشه تنها هستی.."*
*محمدعلی بهمنی : حیف انسانم ومی دانم تا همیشه تنها هستم..
بی نهایت روزهای مانده در پیش است
بی نهایت حرفهای ناب
بی نهایت عشقهای خوب...


بزرگ است
آنقدر بزرگ
که
دوستش دارم
...
مادرم را می گویم .

مشتری امشب در آغوش ماه می خوابد .
ماه من ، مشتری امشب تو کیست ؟
(از یادداشت های قدیم..)

این امت سرگشته
پیامبر نمی خواهد
خدا میخواهد ....
برایمان
خدا بفرست...
شازده کوچولو گفت :
آدمهاورمی دارند پنج هزار تا گل را توی یک گلستان می کارند و آن یک دانه ای را که دنبالش
می گردند هیچ وقت آن میان , پیدا نمی کنند ....
تا نگاه میکنی
ذره ذره آب میشوم
توی چشمهای تو ,
شراب میشوم
سربکش مرا
لابلای بوسه هات
غرق خواب می شوم...
عشق یعنی
... سرت را بگیرد در آغوش
و موهای سپیدت را بشمارد دانه دانه،
و تو حیرت کنی
که از کِی
... این قدر پیر شده ای
-علیرضا معتمدی

از آینه بپرس
نام نجات دهنده ات را ...
تلخ است که لبریز حقایق شده است
زرد است که با درد موافق شده است
شاعر نشدی ،وگرنه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است

هر چند که یوسفی، زلیخا نشوم
مجنون هم اگر شوی تو ، لیلا نشوم
یک بار ، تو یک بار فقط آدم شو
نامَردم اگر دوباره حَوا نشوم
- مهدی جهانداری
یک جام شراب ناب دستت باشد
تا حال من خراب دستت باشد
این چند هزارمین شب تنهایی ست
ای عشق حساب کار دستت باشد !
- شعر از ...(شاعرشو نمیشناسم)

ناباورانه گفتی
دوستم داری
باورت کردم .....
تو خدای منی
برایم خدایی کن ........

حرفهایی که از یاد رفته اند , درست در لحظه ی گفتن متلاشی میشوند . که اصلا دست دلت را نمی گیرند . بیرحمند . باید منتشان را بکشی و تا نیایند هم نفس راحت نمی کشی . حرفهایی که قشنگند اما ... نمی آیند. و تو آنقدر باید منتظر بمانی شاید رام شوند .
شاید شبیه یک اتفاق بزرگ از راه برسند ...