اگه خدا یه فیل به مهربونی هورتون باشه ، دیگه خیالم از بابت زندگی راحته .
![]() |
![]() |
![]() |
اگه خدا یه فیل به مهربونی هورتون باشه ، دیگه خیالم از بابت زندگی راحته .
این روزها هر چقدر زندگیمو مرور میکنم ، دلیل اتفاقاتی که برام افتاده بیشتر از اونکه قانعم کنه ، سرگیجه هام رو بیشتر میکنه ......
.......
من کجای زندگی ایستاده ام ؟؟؟
.
.
.
خسته ام ، خیلی خسته ....
پایتخت نشینان متعهد و مسئول دل نگران کم آبی و خشکسالی شده اند ! ....
ما هشت سال بی آب و خشک را گذراندیم و هیچ عزیز دلسوزی حتی نفهمید .... آب که از سر ما گذشته ، شما فکری به حال خودتان بکنید برادران !
چه اسفندها....آه !
چه اسفندها دود کردیم !
برای تو ای روز اردیبهشتی
که گفتند این روزها می رسی
از همین راه !
آنقدر زمانه با دلم بد تا کرد
تا بالاخره دل مرا تنها کرد
تنها شدم و جهان تماشایی شد
آنگاه تو را برای من پیدا کرد !
شراب باید خورد
و در جوانی یک سایه راه باید رفت
همین ....
شرشر بارون و صدای رعد و برق و جیغ و داد دخترای دبیرستان کنار بیمارستان ..... اونقدر سرو صدا کردن که دلم میخواد کنارشون بودم . رفتم تو حال و هوای دبیرستانی خودم . اون وقتها بیشتر بارون می اومد . روزهای دبیرستان پر بود از خاطره های بارونی....
امروز که خارج از ساعت اداری توی اتاق کارم پشت میکروسکوپ نشستم ...از شرایطم راضی ام ؟؟؟!!
یاد پیرزنی افتادم که چند روز پیش دعام می کرد : الهی هر جا بری یه درخت جلو پات سبز شه ...
نمی دونم یعنی چی ولی دعای قشنگیه ......
پنجره بازه ... بوی سنجد تمام اتاق رو پر کرده ......
توی پرانتز : من هنوز هم به معجزه ایمان دارم و به خدایی که همین نزدیکیست ...
این نیز بگذرد .....